قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
276
تاريخ الفي ( فارسى )
مىگويى ؟ ما دشمنى تو در حق آل زبير شناختيم . به هيچوقت ما را دوست نداشته و نخواهى داشت . امّ سلمه جواب داد كه : هيچ مصلحتى مىبينى كه مهاجر و انصار علىّ بن ابى طالب را ، كه به قول رسول خدا ولىّ جملهء مسلمانان است ، بگذارند و با پدر تو بيعت كنند ؟ عبد اللّه بن زبير گفت : ما هرگز اين كلمه كه علىّ بن ابيطالب ولىّ جميع مسلمانان است از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، نشنيدهايم . امّ سلمه گفت : اگر تو نشنيدهاى خالهء تو كه اينجا حاضر است و اين سخن در مشافههء او مىگويم شنيده است . از او بپرس تا تو را بگويد كه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، در حق على گفته كه « على خليفهء من است در حال حيات و بعد از ممات . هركس كه در او عاصى شود در من عاصى شده باشد . » اى عايشه چنين هست ؟ و از مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيدهاى و گواهى مىدهى يا نه ؟ عايشه گفت : چنين است و از مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، اين كلمه شنيدهام . و گواهى مىدهم . امّ سلمه بگفت : چون مىدانى ، از خدا بترس . و نيز اى عايشه انديشه كن از آنچه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، به تو گفته كه : لا تكونى صاحبة كلاب الحواب و لا يغرّنّك الطّلحة و الزّبير فانّهما لا يغنيان عنك من اللّه شيئا « 1 » . - معنى چنين باشد كه اى عايشه زينهار كه آن زن نباشى كه سگان آب حوأب « 2 » در روى تو بانگ كنند و غرّه نسازند تو را طلحه و زبير ، كه بدرستى در سخن ايشان ترا هيچ منفعتى نباشد . پس عايشه چون اين سخنان از امّ سلمه بشنيد ، خشمآلود از پيش او بيرون آمده نزد زوجهء ديگر پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه حفصه بنت فاروق است ، رفت و از او درخواست نمود كه با او در راه عراق موافقت نمايد . حفصه اجابت كرد . « 3 » در مقصد اقصى چنين نقل كرده كه امّ سلمه بعد از نصيحت عايشه به او گفت : ساعتى بنشين تا از تو سؤال كنم از آنچه از حضرت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيدهام [ و ] تو نيز در آن مجلس حاضر بودى . [ تو را ] به خدا قسم مىدهم كه [ آيا ] از حضرت رسول نشنيدى كه مىگفت : « اندكى از ايّام و ليالى نخواهد گذشت كه سگان آبى ، كه در عراق آن را حوأب گويند ، بر يكى از زنان من بانگ كنند و آن زوجهء من در ميان طايفهء باغيه باشد . » و در حال استماع اين مقال ظرفى از آب كه بر دست داشتم از دست من بيفتاد . رسول ، عليه السّلام ، فرمود : « تو را چيست اى ام سلمه ؟ » گفتم : يا رسول اللّه ، با وجود آنكه تو اين قول مىگويى از تغيير حال من
--> ( 1 ) . گفتوگوى امّ سلمه با عايشه در منابع كهن قرن سوّم و چهارم هجرى از جمله : اسكافى ، المعيار و الموازنه ( ص 27 ) ؛ ابن قتيبه ، الإمامة و السياسة ( ج 1 ، ص 55 ) ؛ جمل ، ( ص 142 ) آمده است . ( 2 ) . حوأب : نام آبى از خاندان عامر بن صعصعه ؛ - پيشين ، ص 294 . ( 3 ) . گويا برادر حفصه ، عبد اللّه ، او را از اين تصميم بازداشت ؛ - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 117 .